Libra از کجا آمد
مدیرعامل سرعت خواست. نیاز واقعی، اطمینان درباره پول بود.
زنجیره کافهرستوران چندشعبهای
مدیرعامل تصویر روشنی از نقدینگی شعبهها نداشت. بستن صندوقها هر روز حدود سه ساعت از وقت هر شعبه را میگرفت. با این حال کسی نمیتوانست با اطمینان بگوید همه پولی که مشتریها پرداخته بودند به شرکت رسیده است. به مغایرتگیری نمیشد اعتماد کرد و مسیر نقد قابل ردیابی نبود.
نه بستن سریعتر، بلکه اطمینان. مدیرعامل هر روز باید میدانست پولی که مشتریها پرداختهاند رسیده، و به هر مغایرتگیری از صندوق تا بانک میشود اعتماد کرد.
سیستمی که هر پرداخت را خودکار از صندوق تا حساب بانکی دنبال میکند. فقط سر مغایرتها میایستد و هر پرونده را از صندوقدار، سرپرست و مالی عبور میدهد. آن سیستم Libra شد.
بستن روزانه صندوق هر شعبه، و مدیرعاملی که میداند پول کجاست.
عددها از سیستم زنده Libra.
